عادتی کهنه شد این روز شماری
دل من
دل غمگین
دل تنها
دل من
دل دریا,دل بی ساحل من
تا کی ات ماتم و زاری؟
خیز و چشمت باز کن
عادتی کهنه شد این روز شماری
رد پایش آب شد
زندگی آغاز کن
تا کی ات امیدواری؟
نی گریزی نیست, کو لختی شنو
آنکه ما را یار دیرین می نگاشت
زود رفت
سر به روی سینه ای دیگر گذاشت
رفت و ما را...
جا گذاشت.